مهموني
ارشام جون از صبح شنبه تصميم گرفتيم بريم خونه خاله سارا
دوست مامان وسايلامونو جمع كرديم راه افتاديم چون يه شهر ديگه بود بايد قطار سوار ميشديدم
خوب بود تو راه خيلي اروم بودي يه نيم ساعتين خوابيدي
تو راه نزديك خونه خاله كلي گاو قو اهو همه جچي ديدم خيلي جاي قشنگيه الانم
كه دارم مينوسم هنوز اونجاييم تو خوابيدي خاله هم خوابيده ساعت ٨ صبح
امروزم تا بعداظهر مي مونيم بعد از ظهر برميگرديم
كه پسرم صبح فردا به مهدش برسه منم به كلاس زبان
عكساي منظره هاي اينجا رو هم ميزارم رسيدم خونه
در ضمن خيلي خيلي اقا بودي .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهموني
